تبليغاتX
سودای دلم قسمت هر بی سرو پایی نیست

سودای دلم قسمت هر بی سرو پایی نیست

کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم

از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت

واسه ی بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت

اینجا اشکه تو چشام به کسی نشون ندادم


اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم

وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه

وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه

از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت می سوزم

کاشکی بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم

حالا عکست تنها یادگاره از تو

خاطراتت تنها باقیمونده از تو

وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم

کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم

+ نوشته شده در  90/04/29ساعت 17:40  توسط محمدپارسا  | 

خداحافظ

خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ

نه اینکه رفتنت ساده است

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است

خداحافظ واسه اینکه نبندی  دل به رویا ها

بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

 

+ نوشته شده در  89/12/12ساعت 20:0  توسط محمدپارسا  | 

عاشقو معشوق

معشوقي از عاشقش پرسيد...من قشنگم؟ عاشق جواب داد ...نه . پرسيد ... دلش

ميخواد با اون باشه؟ باز جواب داد ... نه....اگه ترکت کنم گريه ميکني؟ .... نه .

معشوق با چشمان پر از اشک مي خواست عاشق رو ترک کنه که اون دست

معشوق رو گرفت و گفت: تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي... من نميخوام با تو باشم

من نياز دارم با تو باشم ... اگه بري گريه نمي کنم ... ميميرم

 

+ نوشته شده در  89/12/10ساعت 20:30  توسط محمدپارسا  | 

کاش هیچ وقت چیزی تغییر نمیکرد ......

کاش هیچ وقت چیزی تغییر نمیکرد ......

یعنی کاش آدم هر جا که میخواست زندگی رو متوقف میکرد .......

من که توجه و محبت نخواستم کاش با منم مثل بقیه رفتار میکردین ......

نمیدونین چقدر سختمه وقتی این روزا رو میذارم کنار اون روزا .......

اون روزا که منتظر کوچک ترین فرصت بودین تا با هم باشیم .......

اون روزا که نمیذاشتین برم اصرار میکردین که پنج دقیقه بیشتر بمونم ......

فقط پنج دقیقه ......

آخرشم میگفتین فردا فلان ساعت منتظریم از شما اصرار و از من نه .....

همیشه هم شما غالبین و من مغلوب .......

حیف چقدر زود میگذره ...... چقدر بد ، که میگذره .........

یه روز تو آغوشش گم میشی ....... یه روز با چشماش میگه گم شو .......

لعنت به  ........  نمیدونم به هرچی که باعث شد این چیزا بیاد ...

حتی لعنت به من .......

آهای ملت ....... کسی میدونه چرا همه چی اولش قشنگه  ؟؟؟؟؟

اگه بخوای اون روزا برگرده باید چیکار کنی   ؟؟؟ .......

کاش شما بهم میگفتین باید چیکار کنم .....

اصلا دیگه هیچی نمیگم ....... هر چی که شما بگین و بخواین ، حتی دیگه بالا هم نمیام تا خودتون نگین .......

اما ...... تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من ......

آخ ...... نمیدونین چقدر دوستون دارم ..........  کاش قدر امروز رو می دونستین .....

+ نوشته شده در  89/12/10ساعت 20:15  توسط محمدپارسا  | 

عشق یعنی

+ نوشته شده در  89/12/08ساعت 20:0  توسط محمدپارسا  | 

نمی دانم ؟

نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را ؟

نمی دانم که حس کردی سکوتم در حضورت را ؟

و می دانم که می دانی زه عاشق بودنت مستم

وجود ساده ات بوده که من این گونه دل بستم .

+ نوشته شده در  89/12/05ساعت 12:41  توسط محمدپارسا  | 

Valentine

والنتاین

بیست و ششمین روز از بهمن ماه امسال در تقویم برابر با چهاردهم فوریه ، روزی است که به نام والنتاین نامیده شده . همان که در سال های گذشته با بیست و پنجم بهمن مقارن می شد ولی سال کبیسه امسال این تقارن را برهم زد .

والنتاین اولین موردی نبود که با رشد همه گیر و خارق العاده خود در مدت زمانی نه طولانی ، به امری آشنا در جامعه ایرانی ما بدل گشت و قطعا آخرین نیز نخواهد بود .

این روزها بسیاری از مردم چه کودک و چه بزرگ ، حتی اگر تلفظ صحیح والنتاین را ندانند ولی آشنایی حداقلی با آیین و رسوم این روز به خصوص دارند و گاهاً شمه ای از تاریخچه اش را شنیده اند . تاریخچه ای که عدم وضوح کامل آن در پس پرده افسانه هایی چند پنهان گشته است .

استقبال ایرانیان از روز عشق
به عقیده کارشناسان روانشناسی ، ایرانیان به سبب فرهنگ مردسالاری که ریشه در تاریخ سرزمینشان دارد، با آسانی قادر نیستند با جنس مخالف سر صحبت را باز کنند و بنابراین روزی همچون والنتاین مجال بازگویی عواطف را به طرفین می دهد و مهمتر اینکه در جامعه

ای که هنوز به رابطه میان دختر و پسر با تردید و ظن نگاه می شود ، والنتاین می تواند گامی به سوی رسمیت یافتن چنین روابطی باشد .

شاید کمتر کسی بداند که ایرانیان در روز والنتاین ، پس از جشن عید نوروز ، بیشترین کارت تبریک و هدیه را به یکدیگر می دهد .

در شرایط کنونی برخورد مسؤولان فرهنگی ایران در این خصوص بیشتر به نادیده گرفتن آن محدود می شود . در حالی که شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به طور گسترده ای به تبلیغ و ترویج والنتاین می پردازند و بر تعداد تبلیغ های تجاری وسایل و هدیه های مختص این روز سال به سال افزوده می گردد .

هرچند بسیاری از جوانان و نوجوانان با جدیت و حرارت درپی گرامی داشتن والنتاین گوی سبقت از دیگران می ربایند ، اما هستند کسانی که با عجین شدن رسوم غربی با فرهنگ ایرانی مخالفند و درصدد یافتن معادلی ایرانی و حتی اسلامی برای این روز هستند.

با والنتاین چه کنیم؟
هدایای روز والنتاین شامل گل رز و یا دسته گل ، شکلات ، کارت تبریک ولنتاین ، عروسک ، شمع ، نامه عاشقانه ، یک قطعه شعر عاشقانه و بسته های کادویی ویژه روز والنتاین است
.

سالیانه بیش از یک میلیارد کارت تبریک والنتاین در سراسر جهان رد و بدل می گردد که بیشتر آنها توسط زنان خریداری می شود و میلیون گل رز و میلیون ها جعبه شکلات در سالروز والنتاین هدیه داده می شود که اغلب آن ها را مردان خریداری می کنند .

+ نوشته شده در  89/11/26ساعت 17:15  توسط محمدپارسا  | 

رابطه

When relations are beautiful for Yadkrdn,
No reason but not Dltngy

رابطه ها وقتی زیباتر می شود که برای یاد کردن ،

هیچ دلیلی جز دلتنگی نباشد

 

 

+ نوشته شده در  89/11/15ساعت 19:53  توسط محمدپارسا  | 

The way of love(راه عشق )

you meet a boy (وقتي جواني را ميبيني )
that you like a lot (كه بسيار دوستش داري )
and you fall in love (و گرفتار عشق مي شوي )
but he loves you not (ولي او تو را دوست ندارد )
If a flame shuld stsrt ( اگر بايدشعله اي برافروزي )
as you hold him neart ( تا او را كنار خود نگه داري )
better keep your heart ( بهتر است قلبت را حفظ كني )

 

+ نوشته شده در  89/11/10ساعت 11:8  توسط محمدپارسا  | 

IF I COULD TURN BACK TIME

been standing out in the rain
I've been calling your name
got that lonely feeling again calling out your name
do you me?do you want me?
زير باران ايستاده بودم
نام تو را صدا مي زدم
بار ديگر آن حس تنهايي را كه از خواندن نام تو مي جوشد
آيا صدايم را مي شنوي؟ آيا مرا مي خواهي ؟
don't know why I did the trings I did
I don't know why I said the things I said
prid's like a knife, it can cut deep inside
words are linke weapons, they wound sometimes
I didn't really mean to hurt you
I didn't wanna see you go
I know I made you cry
bot baby
If I could turn back time
if I could find a way
I'd take back those words that have hurt you and you'd
stay
نمي دانم چرا آن كارها را انجام دادم
نمي دانم چرا ان حرف ها را زدم
غرور به مانند خنجري است ،مي تواند تا عمق فرو رود
كلمات به مانند اسلحه ها ،گاهي زخمي مي كنند
به واقع نمي خواستم تو را بيازارم
نمي خواستم رفتن تو را ببينم
مي دانم باعث شدم تو گريه كني
اما عزيز
اگر مي توانستم زمان را باز گردانم
اگر مي توانستم راهي را بيابم
باز پس مي گرفتم آن كلماتي را كه تو را آزورد و تو مي ماندي
اگر مي توانستم به ستارگان دست يابم تمام آنها را به تو مي دادم
سپس دوست مي داشتي مرا ، دوست بدار مرا ، به آن گونه كه هميشه دوست مي داشتي
+ نوشته شده در  89/11/09ساعت 11:24  توسط محمدپارسا  |